روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

136

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

وى ميرسيد . اين شيوهء تزيين با طرهء اسب طريقى است كه توسط تيمور معمول گشته است . حاكم مردى است خوش‌منظر و چهل ساله با چشمان ميشى و ريش سياه . ابتدا از ما از سلامت پادشاه ، ولينعمتمان جويا شد و سپس براى آنكه مراتب احترام خويش را بنماياند جام نقره‌اى كه از شراب پر شده بود برداشت و بدست خويش بهر يك از ما سه سفير تعارف كرد تا همه از همان يك جام بنوشيم . بعد حاكم جام را بهر يك از حاضران مجلس تعارف كرد . هر يك از آنان در برابر حاكم به پا ميخاست و زانو ميزد و آن جام را با دو دست ميگرفت . اگر با يك دست ميگرفتند نشانهء هتك احترام حاكم بود ، زيرا فقط كسى ميتواند چنين كارى كند كه با حاكم در مقام برابر باشد . چون يكى از اهل مجلس جام را به اين ترتيب از حاكم گرفت و با هر دو دست نگاهداشت از جاى برميخيزد و يك يا دو قدم ميرود و باز زانو مىزند و همواره سعى مىكند كه پشت خود را به ولينعمت خويش نكند . پس از آنكه مى را نوشيد بايد برخيزد و باز سه بار بر زانوى راست زانو زند و نيز همهء آنچه در جام است لا جرعه سر كشد . پس از آنكه همهء حاضران از دست حاكم شراب نوشيدند ، خدمتگاران چهار پايان باركش را كه صندوقهاى چوبى بر پشت داشتند و در آن صندوق منقلهاى بزرگ قرار داشت و بر روى آنها ديگهاى مسى كه در آنها خوراك همچنان جوش بود به نزديك حاضران مجلس آوردند . سپس چهارپايان را بردند و گوشتها را در سينىهاى آهنى « 1 » كه با قلع سفيد شده بود گذاشتند . اين ظرفها بر پايه‌هايى استوار بودند و از زمين فاصله داشتند . بعد در حدود صد كاسهء آهنى بيرون آوردند كه همه گرد بود و عميق ، اين كاسه‌ها به نظر من بىشباهت به خودى كه سربازان ما بسر ميگذارند نبود . در هر يك ازين سينىها خوراك براى ما كشيدند و كاسه را با گوشت گوسفند پخته و قيمه و برنج انباشته بودند و انواع ديگرى از گوشت به آن افزوده شده بود ، چنان كه هر ظرفى منظرى

--> ( 1 ) - اين ظروف بايد مس بوده باشد و كلاويخو اشتباه كرده است . م .